نقد و بررسی جنبش سبز و راه های برون رفت از مشکلات جنبش

فوریه 18, 2012

به عنوان کسی که در جنبش سبز شرکت دارم و اخبار و مطالب رو هر روز دنبال می کنم به خودم اجازه دادم که یک سری نقد و بررسی انجام بدم و مشکلات جنبش رو توضیح بدم و راه حل هایی هم ارائه بدم..چون فرق ما با حاکمیت اینه که ما مشکلات خودمون رو می بینیم و می پذیریم و برای اون راه حل میدیم ولی حاکمیت به نوعی می خواد صورت مسئله رو پاک بکنه و بگه که مشکلات ما حل شد! در بیشتر کار های نظام همین رو می تونیم واضح ببینیم…خب حالا مشکلات رو یکی یکی بررسی می کنیم:

1-نداشتن رهبر کاریزماتیک برای جنبش : اگر با دقت به مسائل نگاه کنید می بینیم که بعد زندانی شدن آقایان موسوی و کروبی دیگه به اون صورت حرکت اعتراضی در خیابان نداشتیم…و حتی شورای هماهنگی راه سبز هم نتونست به خوبی نقش رهبر آلترناتیو رو بازی بکنه و همه نظرات رو به خودش جلب بکنه…به همین دلیل ما شاهد دودستگی هستیم…حالا یا باید آقایان موسوی و کروبی رو از حصر خارج کنیم…که دوباره رهبران کاریزماتیک با مخالفان ارتباط بر قرار کنند…و یا اینکه باید یک نفر و یا یک گروه مورد اطمینان  باشه که نقش اون ها رو بازی کنه…

2-نداشتن هدف و ایدئولوژی مشخص : بعضی ها این رو یک مشکل نمی بینند و می گن که اتفاقا باعث پویایی جنبش همین هستش…ولی بالاخره هر جنبش و تفکر سیاسی باید یک هدفی هم داشته باشه که وقتی به اون رسیدیم بگیم که موفق شدیم…عزیزان ما باید توجه کنیم که جنبش سبز یک جنبش رنگین کمان هستش…و همه نوع افراد در اون هستند…از مسلمانان کاملا با اعتقاد گرفته تا بی خدایان …و گروه های سیاسی مختلف…پس ما نمی تونیم جنبش رو بر مبنای دین و حزب خاصی جلو ببریم…به نظر من اگر هدف جنبش رو براندازی نظام و ایجاد یک نظام دموکراتیک و جدایی کامل دین از سیاست بزاریم  می تونیم به یک اتحاد برسیم…چون فکر می کنم بیشتر ما به این موضوع مواقفیم که نظام قابل اصلاح دیگه نیست…(شاید قبلا بود)

3- خارج شدن بعضی از بچه های فعال جنبش از کشور: یکی دیگر از مشکلاتی که دامن گیر جنبش های اجتماعی و سیاسی در ایران و شاید هم بعضی از کشور ها هستش همین مسئله خروج از کشور هستش…توجه کنید دوستان که حاکمیت هم همین رو می خواد که فعالان از کشور خارج بشن و کم کم فکر جنبش از سرشون بپره…البته من برای کسی تعیین و تکلیف نمی کنم…ولی من فکر می کنم خارج شدن از کشور فقط در زمانی قابل قبول هستش که حبس سنگین و یا حتی حکم اعدام برای کسی خورده باشه…نه در شرایط عادی..

4- نبود اتحاد در میان اپوزسیون : این مشکل فکر می کنم یک مشکل قدیمی هستش…چرا که ما دعوا های مثلا سلطنت طلب ها و یا لس آنجلسی ها رو با مجاهدین می دیدیم و می بینیم…در حال حاضر جنبش سبز هم اضافه شده…و این سازمان و گروه ها متاسفانه برای خراب کردن همدیگه دست و پا می شکونند! حالا باز جنبش سبز و سازمان های وابسته بهش کمتر خودشون رو قاطی این دعواها می کنند…ولی مجاهدین و سلطنت طلب ها بار ها در تلویزیون ها و رسانه های خودشون فحاشی و بد و بیراه می گن به جنبش سبز و رهبرانش..اونا فکر می کنند که جنبش سبز از اون اول برانداز بوده و به خاطر براندازی نظام اومده شکل گرفته! در صورتی که همه می دونیم که این یک جنبش انتخاباتی بوده و با انتخابات شکل گرفته…و بعد گذشت یک مدت و سرکوب شدید مخالفان…شعار ها هم عوض شد و حتی شعار های براندازانه هم سر داده شد…مثلا این طرح کنگره ملی که داره شکل می گیره به نظرم بسیار خوب هستش…چرا که بالاخره به یک همگرایی می رسیم و تکلیف مردم با اپوزسیون مشخص میشه…(البته اگر مجاهدین و بقیه بزارن!)

بنده این مشکلات رو در حال حاضر دیدم و بازگو کردم برای شما…احتمال داره شما هم نقد هایی داشته باشید… و یا حتی بخواهید به این بند ها باز هم اضافه کنید…اگر اینطور هستش حتما از طریق نظر دادن من رو مطلع بکنید.

با سپاس یکی از همراهان جنبش مردمی ایران

6 پاسخ به “نقد و بررسی جنبش سبز و راه های برون رفت از مشکلات جنبش”

  1. royaaaa می‌گوید:

    با بسیاری از مواردی که بیان کردید موافقم، مخصوصا اینکه جنبش در حال حاضر رهبر یا سرگروهی نداره و این باعث میشه خیلی افراد ادعای رهبری کنند و یا از طرف جنبش حرف بزنند و برنامه ریزی کنند.
    اما در مورد قسمتی که توضیح داده اید خارج شدن فعالان جنبش قابل قبول نیست. مگر الان در داخل کشور فعالانی هستند که آزادانه به فعالیت بپردازند؟! از موسوی و کروبی که سردسته مخالفان هستند زندانی اند تا مردم عادی که شاید در روز تظاهرات جنبش تصادفا در خیابان بودند! قبول کنیم که داخل ایران، تنها مردمان عادی و بدون هیچ سابقه ای از قبل هستند که میتونند با نهایت احتیاط و مخفی نگه داشتن خودشون برای جنبش فعالیت کنند.

  2. fateme می‌گوید:

    به نظر من جنبش سبز با این شیوه مبارزه جمهوری اسلامی را واکسنه کرده است.

    • cyrusofgreat می‌گوید:

      من فکر نمی کنم این چنین باشه…به نظرم جنبش سبز چندین وجه مبارزاتی داره که در تاریخ کشورمون سابقه نداره…مثلا در انقلاب 57 مردم دائما می خواستند دست به اسلحه ببرند و خشونت رو ترویج بکنند…و دائم تظاهرات بکنند…ولی جنبش سبز فهمیده که انقلاب کورکورانه خوب نیست و اصلاحات باید از خود جامعه صورت بگیره…به همین دلیل اعتراضات به سمت هنر هم کشیده شده…

  3. يلداسبزپوش می‌گوید:

    من به عنوان يك فعال جنبش سبز وقتى نااميد شدم كه شاهد هتاكى ها نسبت به اصلاح طلبان بودم، امثال من داخل ايران و خصوصا ميان طبقه متوسط زيادند، نمى گويم بيشماريم ولى جمعيت بزرگى را تشكيل مى دهيم كه از اينگونه رفتار اپوزيسيون خارج از ايران هراس داريم و اين هراس باعث ترديد و دودلى در ادامه راه شده، تنها راه گرم كردن مجدد جنبش دست برداشتن اپوزيسيون از اينگونه توهين ها و تخريب چهره رهبران اصلاح طلب است، يعنى درست چيزى كه موجب بوجود آمدن پديده احمدى نژاديسم و تضعيف اصلاح طلبى شد

    • cyrusofgreat می‌گوید:

      درود بر شما…
      دقیقا چیزی که منم می گم…توهین نه.انقاد آری…
      متاسفانه انگار یک عده از اپوزسیون خارج جمع شدند که فحش بدن به این و اون…
      یلدا جان تو تنها نیستی و ما همه با هم هستیم.

  4. يلداسبزپوش می‌گوید:

    راستش را بخواهيد شخصا به شخصيت شاهزاده رضا پهلوى علاقه دارم،نسبت به مجاهدين خلق هم احساس دلسوزى مى كنم اما معتقدم هيچكدام از اين دو گروه با توجه به ايدئولوژى اطرافيانشان به درد جامعه امروز ايران نمى خورند و فقط اوضاع ايران را بدتر خواهند كرد، ما يك مصر ديگر ىا ىك تونس ديگر نمى خواهيم باشيم، به نظر مى آيد درمان درد ايران يك استحاله از درون ( نه اصلاحات) است، روى كلمه استحاله تاكيد مى كنم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 245 مشترک دیگر بپیوندید